مرتضى مطهري
49
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
خاص باشد . 5 . اگر از ما بپرسند با اينكه در اسلام تعزيه دارى براى يك فرد ، كائناً من كان ، بيش از دو سه روز اجازه داده نشده ، در آن دو سه روز مردم نسبت به مصاب وظايفى دارند ، پس تعزيه دارى چند سال و چند قرن چرا ؟ ممكن است بگوييم چون حادثه خيلى فجيع بوده و رسول خدا و اميرالمؤمنين و حضرت زهرا در عالم بالا فوق العاده متأثر شدند ، ما به خاطر عواطف و احساسات آنها با آنها همدردى مىكنيم . ولى اين جواب دربارهء خاندانى كه گفتهاند : * ( و الله لابن ابى طالب آنس بالموت . . . ) * ، گفتهاند : * ( و ما اولهنى الى اسلافى . . . ) * ، گفته شده كه مصداق « يا ايتها النفس المطمئنة . ارجعى الى ربك راضية مرضية . فادخلى فى عبادى . و ادخلى جنتى » هستند و بالاخره هزار و سيصد و بيست و پنج سال است كه با هم در ملكوت الهى هستند ، منطقى و عقلانى نيست . از طرف ديگر قطعاً ائمهء دين تجديد ذكراى اباعبدا لله را توصيه كردهاند . پس ناچار بايد حكمت و فلسفه اى داشته باشد ، و بايد احياى دين به او وابستگى داشته باشد ، بايد تعظيم و تقديس اين عمل تعظيم شعاير دين باشد . اگر اينطور جواب بدهيم ، جواب ما منطقى خواهد بود . ولى نوبت اين است كه بفهميم چگونه و به چه صورت است كه اين موضوع مىتواند شعار بزرگى براى اسلام محسوب شود و محيى دين به شمار رود . 6 . اسلام چيزهايى را شعار قرار مىدهد كه قربى و عبادى باشد . 7 . مردم خواه ناخواه داراى ذوقها و سليقه ها و محبتها و فكرهاى مختلفند . مابه الاختلافها مردم را به هم پيوند نمىدهد لازم است مردم در بعضى امور يك جور فكر و قضاوت كنند ، يك جور متأثر شوند ، يك جور حس كنند ، يك جور بخواهند و يك جور نفرت داشته باشند . شعارها نقطه هاى تمركز شعور عمومى است ، نقطهء اتحاد است ، آيينهء عمومى است كه مردم خود را در اين آيينه ها باهم و